تبليغاتX
دهكــــده عشـــــق

دهكــــده عشـــــق

نه آنچنان عاشق باش که هیچ چیز را نبینی، نه آنقدر ببین که هرگز عاشق نشوی

خـيــــلـــي ســـخـــتـــــه

خيلي سخته چيزي رو كه تا ديشب بود يادگاري
 صبح بلند شي و ببيني كه ديگه دوسش نداري
 خيلي سخته كه نباشه هيچ جايي براي آشتي
 بي وفا شه اون كسي كه جونتو واسش گذاشتي
 خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا
 مي سوزونه گاهي قلب و زهر تلخ بعضي حرفا
 خيلي سخته اون كسي كه اومد و كردت ديوونه
 هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نمي مونه
 خيلي سخته اگر عمر جادوي شعرت تموم شه
 نكنه چيزي كه ريختي پاي عشق اون حروم شه
 خيلي سخته اون كه مي گفت واسه چشات مي ميره
 بره و ديگه سراغي از تو ونگات نگيره
 خيلي سخته تا يه روزي حرفهاي اون باورت شه
 نكنه يه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
 خيلي سخته كه عزيزي يه شب عازم سفر شه
 تازه فرداي همون روز دوست عاشقش خبر شه
 خيلي سخته بي بهونه ميوه هاي كال رو چيدن
  بخدا كم غصه اي نيست چن روزي تو رو نديدن
 خيلي سخته كه دلي رو با نگات دزديده باشي
 وسط راه اما از عشق يه كمي ترسيده باشي
 خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني
 از خودت مي پرسي يعني مي شه اون بره زماني؟
 خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي
 اما وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جدا شي
 خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه
 بعد به اون بگي كه چشمات نمي خواد اون رو ببينه
 خيلي سخته كه ببينيش توي يك فصل طلايي
كاش مجازات بدي داشت توي قانون بي وفايي
خيلي سخته كه ببيني كسي عاشقيش دروغه
 چقدر از گريه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خيلي سخته و قشنگه آشنايي زير بارون
اگه چتر نداشته باشي توي دستا هردوتاشون
خيلي سخته تا هميشه پاي وعده ها نشستن
 چقدر قشنگه اما واسهي كسي شكستن
 خيلي سخته واسه ي اون بشكنه يه روز غرورت
اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت
خيلي سخته بودن تو واسه ي اون بشه عادت
 ديگه بوسيدن دستات واسه اون نشه عبادت
خيلي سخته چشماي تو واسه ي اون كسي خيسه
كه پيام داده يه عمر واسه تو نمي نويسه
خيلي سخته كه دل تو نكنه قصد تلافي
 تا كه بين دو پرستو نباشه هيچ اختلافي
خيلي سخته اونكه ديروز تو واسش يه رويا بودي
 از يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي
خيلي سخته بري يك شب واسه چيدن ستاره
ولي تا رسيدي اونجا ببيني روز شد دوباره
خيلي سخته كه من و تو هميشه با هم بمونيم
انقدر عاشق كه ندونن ديوونه كدوممونيم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

خلوت یک شاعر

کاش در دهکده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی بود
کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود
کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
روی شفاف تزین خاطره مهمانی بود
کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد
قرض می داد به ما هرچه پریشانی بود
کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم
رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود
مثل حافظ که پر از معجزه و الهامست
کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود
چه قدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود
کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها
دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود
کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد
و به یادش همه شب ماه چراغانی بود
کاش اسم همه دخترکان اینجا
نام گلهای پر از شبنم ایرانی بود
کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر
غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود
کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
غرق هر چیز که می خواهی و می دانی بود
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

..:: نمی خواهم ::..

نمی خواهم به جز من دوستار دیگری باشی

برای لحظه ای حتی به فکر دیگری باشی

نمی خواهم صفای خنده ات را دیگری ببیند

نمی خواهم کسی نامش به لبهای تو بنشیند

نمی خواهم که نقش چهره ای به یادت بماند

نمی خواهم نگاهی به نگاه پاکت آویزد

نمی خواهم بجز من بگیر دست تو دستی

نمی خواهم میان ما جدایی سایه اندازد

خیال دیگری بنیان عشق ما بر اندازد

نمی خواهم به غیر من دوستدار دیگری باشی
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

نامه ای رو مينويسم روی بال قاصدكها


شايد اونجا روی ابرا برسه به دست بابا
مينويسم كه تن من بعد رفتنت تكيده...
هر چی اشك بوده تو چشمام روی عكس تو چكيده
نازنين بابای خوبم اونجا حالتون كه بد نيست؟!
غصه با اون همه سايه خونتون رو كه بلد نيست؟!
بابا از وقتی كه رفتـی حال من خيلی خرابه
قصه نديدن تو ؛ قصه تشنه و آبـــــه
من بلور اشك خيسم كه تنم رو گونه هامه
اسم تو گوشه ی لبهام مرهم زخم صدامه
گفته بودی كه ميمونم تا كه از سفر بيايی!
اومدم اما نبودی مهربون بابای من كجايي؟
بابا جون تو آسمونا ادماش چه جوری هستن؟
راسته كه بی غم و غصه رو ستاره ها نشستن!
مادر اينجا؛ لب ايوون با غم و غصه نشسته...
كاشكی بودی و ميديدی كه چه جور دلش شكسته
يه سلام خالصانه بچه ها واسه تو دارن؛.؛.!
چند تا بوسه هم گذاشتن كه برات هديه بيارن
نازنين بابای خوبم ؛ دل من واست هلاكه
كاش ببينمت دوباره، حيف كه خونت زير خاكه
در جواب نامه بنويس كه يه شب می يای به خوابم
يا كه تا روز قيامت واسه ديدنت بخوابم!!!؟
روزگارتون چه جوره؛اونجا هم دلواپـسی هست؟
واسه پاك كردن اشكات توی آسمون كسی هست ؟
اگه نيست كه من بميرم تب دستاتو بگيرم...
همدم خستگی هات شم بگم از زندگی سيرم!
تو كدوم حادثه ميشه پرسه زد توی نگاهت؟
از كدوم پنجره ميشه رفت و شد غبار راهت!؟
يه سبد بغض غريبی گوشه نامه گذاشتم
هديه منم همينه چيزی جز گريه نداشتم...
ميشينم شايد يه روزی برسه جواب نامه ات!
واسه من فرقی نداره حالا باشه يا قيامت...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

بمون

 بمون هنوز چشماي من درد دلا داره برات
اشکاي بي طاقته من مي خواد بريزه زير پات
بمون هنوز فرصت عشق نرفته از دست دلم
اگه تو باورم کني قبول نذر آخرم
بمون بذارنبض تو رو تو دستام احساس کنم
بياي پرامو با کني از اينجا پرواز کنم
بمون نذار زندگيمون رنگ جدايي بگيره
آخه مگه دلت مياد بري و چشمام بميره
بمون هنوز صداي تو ترانه سازه دلمه
تو اين سکوت بي کسي اميد زنده بودنه
بمون اگه لايقتم؛بذار که آرزوت کنم
تو رو با اين چشماي خيس دوباره رو به رو کنم
بمون که از باوره توزنده ميشه خاطره ها
ميترسم از نبودنت بشکنه بغض غصه ها
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

اگه چشمات نبودن

اگه چشمات نبودن، دنیا این رنگی نبود
رو لب پرنده ها،دیگه آهنگی نبود
اگه چشمات نبودن،آسمون آبی نبود ُ
گلای یاس ِ سفید، توی ِ هیچ خوابی نبود
اگه چشمات نبودن، شب ِ مهتابی نبود
پشت ِِ اَبرای ِ دلم دیگه آفتابی نبود
اگه چشمات نبودن، کی واسم گریه می کرد
دل ِ من وقتی شکست، به کجا تکیه می کرد
اگه چشمات نبودن،کی با من سفر می کرد
واسه جشن ِ ماهیا کی ماهُ خبر می کرد
اگه چشمات نبودن، کی ُگلا رو آب می داد
واسه گنجشک دلم کی یه جای ِ خواب می داد
حالا چشمات با َمَنن که هنوز نفس دارم
جُرأت پر کشیدن از توی ِ قفس دارم
دیگه چشماتُ نگیر،که من آزُرِده ِبشم
ِمث ِ ُگل تو فصل یخ،زردُ پژمرده بشم
تا که چشماتُ دارم شعرای تازه میگم
همش از پنجره ای،که به روم بازه می گم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

«من ازمردن نمی ترسم»

من ازمردن نمی ترسم،هراس از زندگی دارم
که هر روزش مثه دیروز،از این تکرار بیزارم
من از مردن نمی ترسم،که هر چی باشه یکباره
 هراس از زندگی دارم،که دردش پر ز تکراره



 اگه زندگی همینه،آره من عاشق مرگم
 می خوام از شاخه بیفته،دونه آخر برگم
زندگی مثه یه داسه،آدما مثل درختن
 ظریفاشون زود میمیرن،دیرتراونا که سختن



 این دیگه دست آدم نیست،زورکی میاد به دنیا
 به خودش میاد می بینه،افتاده تو قعر دریا
 کسی از ما نمی پرسه،دنیا اومدن به زوره
 یکی سالمه ،یکی نه،یکی افلیج، یکی کوره
 به خودش میاد یه وقت که،واسه برگشت خیلی دیره
 می کنه جون روزی صد بار،روزی صد دفعه می مميره
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

من كه رفتـــــــــــم



من که رفتم تو بمون با هر کی که دوسش داری

با اونی که پنهونی سر روی شونش می ذاری

من که رفتم ولی اين رسم وفاداری نبود

قصه چشمهای تو واسه من تکراری نبود

من که رفتم ولی خوب موندی سر قول و قرار

خوب رها کردی دستامو توی اولين بهار

من که رفتم حالا تو می مونی و عشق جديد

می دونم چند روز ديگه می شنوم جدا شديد

من که رفتم ولی مزد دستهای من اين نبود

دل من لايق اينکه بشکنيش نبود

من که رفتم توبرو دل بده دست دیگری
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

وقتی.....

وقتی دستام خالی باشه...وقتی باشم عاشق تو

غیر از دل چیزی ندارم لایق تو....

هربلایی به سرم اومد همه زجری که کشیدم

 همه رو به جون خریدم اما از تو دل نبریدم

هر جابودم باتو بودم....هرجارفتم تورو دیدم

تو سبک شدن تو رویاهمه جا به تو رسیدم....

 اگه احساسمو کشتی اگه از یاد منو بردی....

 اگر رفتی و بی تفاوت به غریبه سر سبردی...

 بدون اینو که دل من شده جادو به طلسمت

یکی هست اینور دنیا که یادش مونده اسمت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

رنـــگ چـشـمـــت.......


رنـــگ پــایـیـــز اســت ایــن بــی تــابـیــم

زرد و نـــارنـجـــی اســت آتــش بـــازی ام

رنـــگ دریــاهــاست ایــن بـیــــداری ام

آبـــی و زیـبــــاســت شـعـــر جــاری ام

صــورتـــی رنــگ اســت ایـــن بــی خــوابــیــم

ســرخ سـرخـســت ایــن تـــب تـنـهـــایــی ام

هــر چـــه هــر جــا هـســت رنـگـــش داده ام

مـــن فـقــط در رنــگ چـشـمــت مــانــده ام

رنــگ چـشـمــت چـــون نــهــال کــوچـکـیـســــت

شـیـطـنـــت هـایــش شـبـیـــه کـــودکـیـســـت

رنــگ چـشــمــت کــوچــه بــاقــی پــر درخـــت

کــه پــرسـتــویــی از آنــجـــاهــا نــرفـــت

رنــگ چـشــمــت یــک پــل و یــک انـتـظـار

یــک ســلام و یــــک نــگاه بــــی قــــرار

رنــگ چـشــمــت بـــوی بــاران در غــروب

رنــگ عــاشــق بـــودن دلـهـــای خــوب

رنـــگ چـشـمــت مـثـــل بـغـــضـــی در سـکـــوت

یـــا شــبـیـــه نــالـــه هــای یــک فــلــوت

رنــگ چــشــمـــت ســار ســـادگـــی

بـهــتـــریـــن آغـــاز یــک دلداگـــی

رنـگ چــشـمــت مـثـل حـرفـی نــا تـمــام

مــن فـقــط بـــایــد بـگــویــم یــک کــلام

رنــگ چــشــمــت بـهــتــریـــن رنــگ خــداســت

مـــــــن نــمـــــــی دانـــــــــم!!!!

نـمــــی دانــم شـبــیـــه آن کــجــــاســــت!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

کاش آدما یه جوردیگه با همدیگه دوست میشدند   وقتی به هم می رسیدند یه جور دیگه می خندیدند

کاش آدما یه جور دیگه با هـم دیگه حرف مـیزدند   وقـتی که حرفشون می شد یه جور دیگه داد می زدند

کاش آدما بـلـد بــودنــد مــوسـیـقـی زنـدگـی رو    وقـتی با هم می رقصیدند یـه جور دیگه ساز می زدند

کاش آدما بـا هـم دیـگـه صـادق و بـی ریـا بـودنـد   وقـتی بـه هم می رسـیـدند مـثـل تـو قـصـه هـا بـودنـد

کاش آدما بـلد بـودنـد کـه چـه جـوری شـنـا کـنـنـد  تـو دریـای زنـدگـیـشـون دسـتـه مـاهـیـهـا بـودنـد ..

کاش آدما قـصـه آسـمـونـو از بـر مـی شـدنـد ....    تـو شـبـهـای تـاریـکـشـون مـثـل سـتـاره هـا بـودنـد

کاش آدما مـی فـهـمـیـدنـد زنـدگـی دو روز رو ....   اون وقـت برای همدیگه بـی شـک یـه سـر پناه بودند
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

عــشــــق....

 
تــا حـالا فـــکر کــردی عـشــق یـعـنــی چــی؟عـشــق یــعـنــی ایـنـکــه یــکــی بــهــت بـگــه از رنــگ لـبــاست خــوشـش مـیـــاد و تــو هــم از اون بــه بـعــد هـمـیـشـــه هـمــون رنـگــو بـپــوشــی!تــا حــالا دلـتـنــگ کـســی شــدی؟اصــلا مــی دونـیــد دلتــنـگــی چـیــه؟اونـهــم از بــدتــریــن نــوعـــش؟بــزرگـتـــریــن دلـتــنــگی ایــنــه کـــه بــدونـــی اون کــسـی کــه دوسـش داری هـیــچ وقــت مــال تــو نـمــیـشــه.ایـنکــه بـد ونــی یــه روزی از کــســـی کـه دوسـتــش داری بـایــد جــدا شــی حــالا چــه بـخــوای چــه نـخــوای.تــا حــالا فـکــر کـردی خــوشـبـخـتی یـعـنــی چـــی؟خــوشـبخـتــی یـعـنــی ایـنـکــه یــکــی یـه گــوشــه ی دنــیــا بــاشـــه کـه دوســت داشــتـــه بــاشــه،یـکــی بــاشــه کــه پــنــاه خـسـتــگـــی هــات بـاشــه،یــکی بــاشــه کــه نـگـاهــش وجــودتــو گــرم کــنـــه.تـا حــالا فــکر کــردی آرامــش یـعــنــی چــی؟آرامـش یـعـنـی ایـنــکــه هـمـیـشــه تــه دلــــت مـطـمـئــن بــاشــی کــه تـــوی سـیـنـۀ کـسـی کــه دوسـش داری یــه خــونــۀ گــرم داری.تــا حــالا فــکر کــردی زنــدگــی یـعــنــی چــی؟زنــدگــی یـعــنــی ایـنـکـه هـمــۀ عـمــرت تـلاش کـنــی و جــون بــکـنــی بــرای بــه دســت آوردن اون چــیــزی کــه بـهــش ایـمــان داری،زنــدگــی یــعـنــی ایـنــکه خــودتـو دوســت داشـتــه بـاشـی بــرای ایـنـکه تــوی دلــت عــشــق اون اســـت.تــا حــالا فـکــر کــردی هــدف یــعـنــی چــی؟هــدف یـعـنـی صـبــح کــه از خــواب بــیــدار میشی بــدونــی اون روز بــایــد چــی کــار کـنــی،بـدونــی اون روز بــایـد از کـدوم مـسـیــر ردشــی تــا یــه تـلـفــن کــارتــی داشـتـه بـاشــه!تـا حــالا فــکر کــردی انـگـیــزه چــیــه؟انـگـیــزه اونـه کــه وقـتــی مـی خــوای بــری ســر قــرار صــد بــار بــری جــلــوی آیـنـــه و لـبـاستــو چـــک کــنــی!!!! تــا حــالا فـکــر کــردی کــه قسـمــت یـعـنــی چــی؟قــسـمــت یـعــنــی ایـنـکــه هــمــه تـنـبـلـی هــا و بـی عــرضـگـــی هـــا رو بـنـدازی گــردن روزگـار،یـعـنـی بـشـیـنـی مـثــل بــد بـخـتــها بــه از دست دادن مـحـبـوبــت راضــی بـشــی. بــه ســرنــوشــت چــی؟ بــه اون فـکـــر کــردی؟؟؟؟ ســرنــوشــت دیــگــه اونــی نـیـســت کــه از ســرت نــوشــتـــه... ســرنــوشــت یــعـنــی ایـنـکــه یــه روز جــلوی چــشــات رفـیقــت و تـنهــا رفـیـقـت تـنـهــات بـذاره و بــگـه<< ایـن بــازی روزگــاره....>>حـالا بــه خـودت فـکـر کـن!!خــودتــو تــا حـالا مــعنـی کـردی؟و انـسان یـعـنی هـمیـن

انـتــظــــار......انـتـظـــار....انـتـظـــار.........

تــقــدیــم بــه اونـهـایـی کـه یــک بــار دوست داشـتن و تــجـربـه کـردن
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

اگه بگم که قول می دم تا همیشه با هات باشم


 اگه بگم که حاضرم فدای چشات بشم


اگه بگم تو آسمون عشق من فقط تویی


اگه بگم بهونه ی هر نفسم نویی


اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم


 اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می كنم


اگه بگم ماه منی هر نفس راه منی


 اگه بگم برای خوشبختی تو خدا را فریاد میزنم


اگه برات بگم که برای تو زندگی می کنم


 اگه بگم ...


اینارو نوشتم که بگم


 خیلی دوست دارم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

سهم عاشقا

این روزا سهم عاشقا حسرت و بی وفاییه

جرم تمامشون فقط ، لذت آشناییه

این روزا توی هر قفس ، یکی دو تا قناریه

شبا غم قناریا ، تو خواب خونه جاریه

این روزای چشمای همه غرق نیاز و شبنمه

رو گونۀ هر عاشقی یه قطره بارونه غمه

این روزا وِرد بچه ها بازی چرخ و فلکه

قلبای مثل دریامون ، پر از خراش و تَرکه

این روزا عادت گُلا ، مرگ رو بهونه کردنه

کار چشای آدما ، دل رو دیوونه کردنه
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

روزهای تنهاییم

تمام شکوفه های سیب و غنچه های یاس و مریم و مینا را
با گلابی از اشک چشمانم نثار قدم های بهاری تو میکنم
و همراه دعای خیرم بدرقه ی راهی که در پیش گرفته ای
اما نمی توانم به روزهایی که هنوز زمانه لحظه های با تو
بودن را شکار نکرده بود نیندیشم و به روزهایی که روی
نیمکتهای سنگی خاطره چراغی از مهربانی می افروختیم
و خاطره های خوش را با هم بودن را در آلبوم خیال خویش
حک می کردیم. ولی با همه ی اندوه فاصله گرفتن از تو
بسیار خوشحالم که به آرزوی خویش رسیدی............





رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن
ابتدای یک پریشانی است حرفش را نزن
آرزو داریکه دیگر بر نگردم پیش تو
راهمان با این که طولانیست حرفش را نزن
دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا
دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن
خورده ای سوگند روزی عهد مارا بشکنی
این شکستن نا مسلمانیست حرفش را نرن
حرف رفتن می زنی وقتی که محتاج تو ام
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نرن
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

دوست داري عاشق بشي

بهم گفت:دوست داري عاشق كسي بشي كه عاشقت نيست؟
گفتم نه....!!!
گفت دوست داري كسي رو تو قلبت جا بدي كه تو واسش مهم نيستي ؟
گفتم نه....!!!
گفت دوست داري واسه كسي بميري كه جون تو واسش مهم نيست؟
گفتم نه....!!!
گفت حاضري غرورتو به خاطر كسي بشكني كه....٬
تويه اغوش كسي باشي كه...٬
از لب كسي بوسه بگيري كه....٬
عشقتو باور نداره؟
گفتم نه....!!!!
گفت پس عشقتو هر چقدرم واقعي باشه٬چون يك طرفه است
بازم كافي نيست..!
يكم فكر كردم گفتم با دلم چه كنم؟؟؟؟
گفت يا عاشق نشو يا اگر عاشق شدي عاشق كسي باش كه عاشق تو باشد
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

درد کویر

کاش آسمان می دانست درد من چیست
کاش می دانست نیاز من چیست
کاش می دانست به یک قطره باران نیز قانعم
کاش آسمان می دانست درد منی که همان کویر خشک و بی جانم چیست
دلم مثل کویر از محبت و عشق خشک و بی جان است
عاشقم ولی یک عاشق تنها
یک عاشق بی کس عاشقی که معشوقش در کنارش نیست
کاش دریا می دانست کویر چیست
راز درون دریا رویایی است محال برای همان کویر تنها
دلم مثل کویر آرزوی دیدن دریا را دارد
اما دریایی نیست تنها یک خواب است و بس
کاش باران می دانست معنی انتظار چیست
منی که همان کویر تشنه و بی جانم سالهاست که انتظار یک قطره باران
را می کشم اما افسوس که این انتظار بیهوده است
و ای کاش آسمان می دانست درد دل این کویر خسته و تشنه چیست
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

بوی غریت....

بوی غربت
بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم
اگر چه می دانی که در غریبی زیستم
مثل رودی بستر این خاک طی کرده ام
 تا بفهمم عاقبت در جستجوی کیستم
روبروی آینه شب تا سحر غم می خورم
تا بفهمم عاقبت سایه ی گم گشته ی کیستم
اگر چون کبک می خوانم اگر چون کوه خاموشم
صدای توست در فکرم خیال توست در ذهنم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  | 

نمی خواهم تو رو...


دیگر اگر گریان شوی ، چو شاخه ای لرزان شوی، در اشکها غلطان شوی
دیگر نمی خواهم تو را
دیگر اگر محرم رازم شوی ، شکسته چون تارم شوی ، تنها گل نازم شوی
دیگر نمی خواهم تو را
دیگر اگر باز گردی از سفر ، آواره گردی در به در ، شب نخوابی تا سحر
دیگر نمی خواهم تو را
دیگر اگر باز گردی از خطا ، دنبالم آیی به هر کجا ، ای سنگدل ای بی وفا
دیگر نمی خواهم تو را
+ نوشته شده در  ساعت   توسط aMiR  |